عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست

خب ما چه می‌دانستیم اینقدر همه چیز بی‌نهایت است. بی‌در، بی‌دیوار، بی‌سقف. از کجا می‌دانستیم. آن اوایل که چیزهای کمی را دیده‌ بودیم و مزه‌های کمی را چشیده بودیم، فکر می‌کردیم زرنگیم. فکر می‌کردیم استاد استقراءکار شده‌ایم و دیگر می‌توانیم الگوی رفتاری آدمها، مسیر حرکت رابطه‌ها و محیط و مساحتِ زندگی و تمام اتفاق‌افتادنی‌هایش را با ضریب خطای پایین حدس بزنیم. از خامی‌مان بود. چون هنوز بلد نبودیم «بی‌نهایت»‌ یعنی چه. چون هنوز به اندازه‌ی کافی ندیده‌ بودیم کیسه‌ی پلاستیکی‌ای که در هوا معلق باشد و با باد شرق به غرب برود و از مای تماشاگر دور شود و مطمئن باشیم به زودی از حوزه‌ی دیدمان خارج می‌شود و… که زهی خیال باطل؛ چون کیسه‌ یک‌جا یکهو سرش را کج کرده است  و همه‌ی مسیر را دارد باز می‌گردد و آمده و آمده و … زرت خورده در صورت خودمان. باد شرق به غرب ظرف چند لحظه شد غرب به شرق. این بازگشتِ نامحتمل را کجای ذهن‌مان حدس می‌زدیم؟ هیچ‌جا. ولی شد.
یادمان رفته که در عالم «امکان» زندگی می‌کنیم و این یعنی «هرچیزی» امکان دارد. مهم نیست چقدر از چهاردیواری درک ما بیرون باشد و ناممکن بنماید، در هر صورت امکان دارد. هی آمدیم درس احتمالات خواندیم تا بتوانیم حساب کنیم احتمال آمدن جفت‌شش چند است و هی اعداد را در فرمول چپاندیم و هی جوابِ قاطع در آوردیم و بیست گرفتیم و خشنود شدیم و به خیال‌مان همه‌ی زندگی هم فرم دیگری از همان دو تاسِ‌ سفید خالخالی بود و قابل پیش‌بینی و قابل کنترل. چه وهم کودکانه‌ای… نگفته بودند که علم احتمالات بیشتر جنبه‌ی تزئینی دارد و به درد لب طاقچه‌ی زندگی می‌خورد؛ هیچ به ما نگفته بودند در زندگی واقعی که بیاییم، چیزی به اسم معادله و حساب‌کتاب می‌تواند به وزش بادی که به میل خودش صد و هشتاد درجه مسیرش را عوض می‌کند، از هم بپاشد.

…عشق گوید راه هست و رفته‌ام من… بارها

مولانا

This entry was posted in از زندگی. Bookmark the permalink.

2 Responses to عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست

  1. مهشید says:

    یادمان رفته که در عالم «امکان» زندگی می‌کنیم و این یعنی «هرچیزی» امکان دارد.
    واقعاً یادمان رفته…
    من این موضوع رو با تک تک سلولهام درک کردم به بهایی سنگین که هر چیزی امکان داره و ما ازش بی خبریم،و به امکانش گرفتار!!!!!!!!!!

  2. همساده says:

    من به امکان عالمَت ای دوست گرفتار شدم!

اثری؟ نظری؟ خبری؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>